علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

67

تاريخ بيهق ( فارسى )

و احمد بن ابى ربيعة دبير عمرو بن ليث گويد عمرو بدست امير اسماعيل بن احمد السامانى گرفتار آمد تنها ، كه هيچكس را از لشكر او آفت نرسيد ، بر خلاف العباس بن عمرو « 1 » الغنوى كه در هجر با ابو سعيد جنابى حرب كرد ، لشكر عباس جمله گرفتار آمدند و عباس تنها بگريخت ، و عمرو بن ليث را در مطبق « 2 » باز داشت معتضد ، تا كه هلاك شد فى سنة تسع و ثمانين و ماتين ، او را در قفص آهنين بميان بازار قصبهء سبزوار بگذاشتند « 3 » ، زنان پشك گوسفند بر وى افشاندند بسبب آنكه يكى را از امراى زياديان كشته بود ، و اين احمد بن ابى ربيعه گويد پس از مرگ امير عمرو بن ليث هى الدنيا الدنية فاحذرنها « 4 » * و لا تغتر فالدنيا الدبار و فى ايامها عجب عجيب * و فى عمرو و دولته « 5 » اعتبار و ابن بسام گويد « 6 » و حسبك بالصفار نبلا و همة « 7 » * يروح و يغدو بالجيوش اميرا حباهم باجمال و لم يدرانه * على جمل منها يقاد اسيرا و امير احمد بن عبد اللّه الخجستانى را ولايت خراسان امير يعقوب بن الليث داد ، چون او پشت در يعقوب گردانيد يعقوب گفت اما و اللّه ان قفاه قفا خالع عاص و هذا آخر عهدنا بطاعته ، و اين بود در سنهء احدى و ستين و ماتين ، و برادر او العباس بن عبد اللّه با وى بود - و خجستان از جبال هرات باشد - و خجستانى از ابو طلحه سركب « 8 » هراسان بود ، * رافع بن هرثمه را بمكر نزديك او فرستاد « 9 » تا بود كه او را هلاك تواند كرد ، و سركب « 10 » رافع را بناحيت بيهق و ناحيت بست فرستاد

--> ( 1 ) در هر دو نسخه عمر نوشته و صحيح عمرو است . ( عت ) ( 2 ) مطموره . ( و مطبق بر وزن مشفق زندان زير زمينى است ) ( 3 ) بگذرانيدند . ( 4 ) نص ؛ فاحذريها ( 5 ) نص ؛ و دولتها . ( 6 ) سا . ( 7 ) نص ، ليلادهمه ؛ ( 8 ) ش ؛ در هر دو نسخه چنين است و بنا بر آنچه از نسخ معتبر مستفاد مىشود شركب باشين سه نقطه دار و بضم اول و فتح سوم است . ( 9 ) نص ؛ و رافع هرثمه را بمكر بنزديك او فرستاد . ( 10 ) ظ ، شركب بر وزن گلشن .